مواد مخدرپدیده ای شومی است که در این دودهه اخیر بدنامی های زیادی را برای افغانستان کمایی نموده ، تخم خشم وخشونت را در چهره طالبانیزم والقاعده در سرزمین ما بزر کرده ، سیاست های دروغین وعوام فریبی را برای سردم داران ما درس داده واز ثمره آن فقر ، بدبختی ، مهاجرت ، شهادت ، آواره گی ، جنایت ، انواع جرایم ، فحشا ، اعتیاد وامراض گوناگون نسیب مردم عزیز ما شده است . این موضوع نه تنها در داخل اثرات منفی خود را داشته است بلکه آبروی افغانستان را دز سطح بین المللی به صفر تقرب داده ، حیثیت افغانستانی ها را به عنوان مخوف ترین ، وحشتناک ترین ، فقیر ترین وبلاخره نا اهل ترین مردم جهان معرفی نمود تا حدیکه هر افغانستانی با مجرد روبرو شدن با مامورین پولیس کشور های خارجی به آنان احساس تنفر وناامنی را میدهد، صاحب پاسپورت افغانستان در هر مرززمینی ومیدان هوایی هر چند انسان با رسوخ باشد باید انواع چک وکنترول را سپری نماید . و اگر از درك هاي سطحي و عوامانه در يك سو و تقليل امر «مواد مخدر» به يك توطئه خارجي از سوي ديگر خود را كنار بكشيم، موضوع مواد مخدر و مبارزه با آن يك امر اجتماعي چندوجهي و چندعلتي است. بنابراين اگر بخواهيم از هياهوهاي سياسي، جنجال هاي اخلاقي و نظامي سازي زندگي اجتماعي دور باشيم ضروري است كه در موضوع مواد مخدر درنگ بيشتري داشته و افق هاي ديد خود را گسترده تر سازيم. باز اگر بخواهيم در پيچ و خم حجم عظيم مطالب گرفتار نشويم لازم است خود را از گريبان تحليل هاي تاريخي و گسترش جغرافيايي و بينش هاي روانشناسانه نيز رها كنيم. اما از ديدگاه جامعه شناسي كاركردگرا مي توان و بايد براي موضوع «مواد مخدر» در جامعه ما نگرشي عميق و راه كاري ملي و مؤثر ارائه داد. بنابر اين ضروري است در «وجه ها» و «علل» مختلف اين صنعت مخوف درنگ كرد:
1-فساد سياسي
مشكل مواد مخدر را نمي توان به درستي درك و راهكارهاي مقابله با آن را ارائه كرد مگر اين كه آن را به مثابه بخشي از يك مجموعه بزرگ تري به نام فساد سياسي مورد ارزيابي و تحليل قرار داد. سالنامه شفافيت بين الملل فساد را به صورت زير تعريف كرده است: «سوءاستفاده از قدرت عمومي به نفع منافع خصوصي». «دوناتلر دلاپورتا» فساد سياسي را چرخه و دور باطلي از نوچه پروري- فساد سياسي- نوچه پروري و مديريت ضعيف.... ادامه دارد
