پدیده فرار از منزل در این اواخر در اکثر جوامع دیده شده که شاید تاریخ دور داشته باشد یک موضوع زشت و ضد اجتماعی می باشد در قانون جزای افغانستان در این مورد تعریف مشخص نشده اما از لابلای مواد قانون برمی آید که فرار از خانه و اقدام به دوری و عدم بازگشت به منزل و ترک اعضای خانواده بدون اجازه والدین یا ولی قانونی خود می باشد، شاید علما و دانشمندان حقوق تعاریف مختلفی از موضوع داشته باشند، در این بحث بیشتر روی عوامل فرار از منزل دختران مکث می کنیم.
در اصل فرار از منزل برای یک فرد آغاز بی خانمانی و بی پناهی در جامعه است، این موضوع زمینه ساز یا بستری برای ارتکاب بسیاری از جرایم می باشد. افرادیکه این عمل را انجام می دهند در بیرون از خانه ضرورت به معیشت همانند سایر افراد جامعه دارند که برای بدست آوردن آن و ادامه زندگی مجبور دست به یک سلسله اقدامات مشروع و غیر مشروع می زنند، تعدادی از فراریان به کارهای مشروع رومی آورند کار ساختمانی، کار در هوتل و رستورانت ها و ... می نمایند که این اعمال شان به دور از مسئله فرار از منزل شان مانع قانونی ندارد اما عده کثیری از این طبقه افراد برای بدست آوردن مواد ضروری به ادامه زندگی آن هم افرادی که فرار از منزل بدون پلان قبلی می نمایند دست به یک سلسله اقدامات نامشروع می زنند. بسیار مواردی مشاهده شده که دختران فراری برای ادامه زندگی اقدام به سرقت، استعمال و توزیع مواد مخدر، قاچاق اموال ممنوعه، فحشا، عضویت در گروه های جنایتکار، همکاری با اختطاف گران، کیسه بری، گدایی گری«اگرچند جرم نیست» و حتی مواردی دیده شده که بعد از فرار در مخروبه ها و اماکن دوردست مسکن گزین شده، در پارک ها و هوتل و یا مسافرخانه و فاحشه خانه ها شب را صبح و صبح را شب می رسانند و در محل مشخصی زندگی نمی کنند معمولا در حرکت اند فقط برای اینکه زنده بمانند نه زندگی کنند.
فرار از منزل در واقع نوعی برخورد آگاهانه نسبت به شرایط حاکم به فرد است، که از نظر فرد برایش نامساعد بوده، که به نظر وی غیر قابل تحمل و بعضا تغییر ناپذیر است و راهی به جز فرار ندارد و این عمل معمولا مکانیسم دفاعی به منظور کاهش نارضایتی و خلاصی از محرکهای آزاردهنده و دست یافتن به آرزوهای فردی که قبلا طرح و راه های اجرای آنرا در فرار می دانند. دانشمندان و علمای جرم شناسی عوامل متعدد و موثری را در فرار از منزل یادآوری می کنند که هر کدام در سطوح مختلف و با درنظرداشت وضعیت اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و سطح سواد جامعه قابل مشاهده است، مواردی از قبیل آزادی مطلق، محدودیت بیش از حد، فشار خانوادگی، خشونت در خانواده، تبعیض، تغییر ارزشها، مشکلات اقتصادی، ارتباطات نامشروع ، وسایل ارتباط جمعی بیشتر درا کثر جوامع به عنوان وجه مشترک یا عامل مشترک در فرار از خانه دیده شده است که هر کدام در حالت های گوناگون و تحت شرایط مختلف اثرات خود را دارد و شاید موارد یا عوامل ذکر شده هر کدام در یک شرایط و محیط پیامد خود را داشته باشد و یا هم جمع عوامل متذکره روی یک فرد تاثیرات خود را داشته باشد. تبعیض یا فرق قایل شدن از جمله عواملی است که بسیاری از والدین آگاهانه و یا غیر آگاهانه با فرق قایل شدن بین فرزندان خود، اختلافات را بوجود آورده و باعث دلسردی آنان از خانواده، والدین، اطرافیان حتی تا حدی شدیدتری زندگی می شوند. برخورد غیرعادلانه یا شیوه امتیازدهی بین فرزندان و یا مجازات و مورد سرزنش قراردادن تبعیض آمیز بین فرزندان به دلایل مختلف مخصوصا امتیاز پسر بر دختر و یا عکس آن موجب بدبینی آنان شده و اعتماد به نفس آنان سلب می شود، تعدادی از دختران که از منزل فرار نموده اند دلیل خود را مبنی بر انتخاب فرار نسبت به بودن در خانه همین موضوع را می دانند. به عقیده شخصی من دختران نبست به پسران بیشتر مورد قربانی این موضوع در جامعه ما قرار ارند و امتیازدهی به فرزندان بیشتر است البته این موضوع ریشه در زمانهای حتی قبل از اسلام دارد که در جوامع عرب تولد نوزاد دختر را ننگ می شمردند و آنان را زنده به گور می نمودند. خشونت در فامیل همچنان موردی است که در بروز چنین عواملی نقش موثر خود را دارد. بدرفتاری چه از طرف والدین یا دیگر اعضای خانواده روی روح و روان دیگر اعضای خانواده خصوصا افراد خورد سن و کم صلاحیت فامیل تاثیر خود را دارد.
اعمال خشونت های روحی، جسمی از طرف اعضای خانواده علت بسیار مهم و محرک فرار از منزل به شمار می آید، و افرادیکه قربانی این نوع علت می شوند به دلیل ترس از تعمیل کنندگان و آبروی خویش، جرات اظهار مشکلات شان را ندارند، لذا از خانه فرار می کنند و نه تنها فرار از منزل بلکه فرار از چیزهایی که نمی خواهند انجام دهند و هرگز تمایلی به برگشت ندارند.
طوریکه در برشمردن عمده ترین عوامل فرار از منزل تغییر ارزشها را یادآوری نمودم، نیز از جمله موارد تحریک کننده ارتکاب عمل فرار از منزل است. تغییر ارزشها خصوصا ارزش های فرهنگی بیشتر روی افرادی که در دودلی و تزلزل فرهنگی به سر می برند و یا شرایط فرهنگی مقید به یک سلسله سنت ها و عقاید زندگی می نمایند که برایشان غیر قابل تحمل است، خصوصا در جوامعی که تازه به آزادی های نسبی دست یافته اند در یک چهارراه سرگردانی و تضاد ارزشها قرار گرفته اند و قوه تفکیک برای گزینش جهت یا سمت مناسب ندارند از یکسو نقطه هایی از جامعه مدرن را مشاهده می نمایند و از سوی دیگر افراد برای رسیدن به این هدف به موانع و بن بست های متعددی مواجه می شوند. در اکثر جوامع خصوصا افغانستان جوانان به بحران هویت روبرو هستند، بعضی اوقات چیزهایی که از جامعه می آموزند با ارزشهای خانوادگی مطابقت ندارد و دچار دوگانگی شخصیت می شوند خصوصا دختران بیشتر دچار درگیری فردی، روحی و روانی می شوند و سعی می کنند برای فرار از منزل از این حالت شیوه های مختلفی چون فرار از منزل را انتخاب نمایند.
در جامعه ما جملات آموزنده زیادی وجود دارد که نمونه آن جمله «هر چه از حد بگذرد رسوا شود» می باشد به واقعیت هر چیزی که بیش از حد و توان شود قابل تحمل نیست و خرابی در پی دارد. آزادی بیش از حد و مطلق نیز پیامد منفی خود را دارد که از جمله عوامل جرایم متعدد خصوصا فرار از منزل می باشد، توجه بیش از حد معمول و در اختیار قراردادن امکانات مافوق حد نیاز و سنی می تواند زمینه ساز برای جرم باشد، فرزندی که در چنین شرایط خانوادگی بزرگ می شود و همیشه از آزادی های مطلق برخوردار می باشد، توان برای مقابله با ناملایمات روزگار را ندارد به محض ایجاد مشکلات و بحرانها زندگی که در آن امکان تحقق برخی از آرزوهای او سلب می شود و یا حتی در همان شرایط خوب زندگی خواسته های فرزندان به افراط می گراید و والدین با آن مخالفت می نمایند و به آن جواب منفی می دهند، اولاد به نسبت تربیت عاطفی و نازدانگی نه تربیت عقلانی و منطقی، روحیه عدم درک منطقی شرایط، نداشن کمر اسقامت، دست به گناه و طغیان می زند، سعی دارد خود را از والدین دور نگهدارد و گوشه گیری را اختیار می کند که رفته رفته علتی برای فرار از منزل می شود. مشکلات اقتصادی عمده ترین زمینه برای ارتکاب جرایم می باشد، که عده ای از جرم شناسان نیز به این عقیده اند و توجه به این موضوع را مهمترین راه مبارزه با جرایم می دانند، عوامل اقتصادی در شرایط کنونی نه تنها در افغانستان بلکه در اکثر کشورهای دنیا در چگونگی زندگی فردی و اجتماعی افراد تاثیرگذار است که این فقر اقتصادی توام با فقر فرهنگی در هر جامعه بسیار مشکل ساز بوده و زمینه ساز انواع جرایم می باشد که در فرار از منزل نیز تاثیرات خود را دارد. در واقع فرار از منزل یک نوع گسیختگی اجتماعی را به وجود می آورد و فاعلین نه خانه را محل امن و آرامی برای زندگی می دانند و نه محل دیگری که به آن پناه ببرند، وقتی که دختری بطور غیر منطقی این مسیر را انتخاب می نماید و از خانه فرار می نماید، خود، خانواده و جامعه خود را در معرض آسیب های اجتماعی قرار می دهد و درسی برای دیگران می دهد، شاید دختران فراری در ابتدا به این پی نبرند که تمامی پل های پشت سر خود را خراب می کنند.
ارتکاب جرایم خصوصا جرایم جنسی منجر به امراض می شود و همچنان اختلافات روانی را در پی دارد که مواردی دیده شده حتا افراد از این سبب دست به خودکشی و یا خودسوزی می زنند. از پیامدها و عواقب دیگر فرار دختران از منزل فحاشی جنسی است که مصاب شدن به انواع بیماری ها خصوصا HIV یا ایدز را پی دارد، به هر اندازه که دامنه این عمل فراختر گردد به همان اندازه خطر مبتلایان و کشیده شدن افراد به جاده مرگ بیشتر می شود. ضمن اینکه فرار یک عمل فردی است، لکه ننگ برای خانواده به حساب می آید، فرار دختران از خانواده بیانگر نابسامانی خانواده، اختلافات خانوادگی می باشد و گیرآمدن دختران در باندهای جنایتکاران و گروه های فساد اخلاقی از جمله مواردی است که دوباره به خانواده و نمایانگر خانواده وی به جامعه می باشد، بدین لحاظ در بسیاری از موارد خانواده ها بخاطر حفظ آبرو و عزت خویش از دادن گزارش به نهادهای حکومتی خودداری می نمایند و در اول سعی می نمایند وی را پیدا نموده و به واسطه های مختلف به خانه برگردانند و در صورت موفق نشدن به این هدف علت فرار وی را کم عقلی، نابلدی و یا دزدی و چیزی که در این اواخر مود شده اختطاف گزارش می دهند.
در هر حالت چون دختران فراری درگیر فساد اخلاقی و روحی می باشند کمتر به خانواده برمی گردند طوریکه قبلا تذکر داده شد پل های برگشت به خانه را خراب میکنند، صرف اینکه خانواده تمامی موارد را نادیده بگیرد ولی بهرصورت برگشت دختران فراری به خانواده توام با مشکلات و تحقیرهای فراوانی خواهد بود. اگر فرار از منزل در ابتدا طوریکه گفتیم یک عمل فردی تلقی شود اما آسیب های متعددی در خانواده و اجتماع دارد که موجب ایجاد فضای مسموم کننده ای در جامعه می شود و ضمن لکه دار نمودن حیثیت خانواده و جامعه، مرزهای عفت عمومی، اخلاقی، روحی، روانی و صحی اعضای جامعه را می شکند.
اما برای مبارزه با این پدیده زشت اجتماعی و برای جلوگیری از فرو ریختن دیوار محکم اجتماعی و اخلاقی چه باید کرد؟ این وظیفه تمامی نهادهای دولتی، مدنی، اجتماعی، فرهنگی و رسانه ها می باشد که نه تنها از آسیب ها و عواقب ناگوار فرار از منزل برای سایر اتباع کشور آگاهی بدهند بلکه در عموم باید تصمیم بر آگاهی مردم از قانون و آسیب های خلاف رفتاری از قانون داشته باشند و مشخصا برای پیشگیری از افزایش فرار از منزل باید چند نکته را یادآوری نمود:
1. ایجاد نهادهای آموزشی و راهنمای خانواده ها برای اصول خوب زندگی کردن.
2. آگاهی عامه از قوانین.
3. احترام به سنت های پسندیده اسلامی و اجتماعی همانند احترام به والدین، به جامعه و افراد جامعه و همچنان اعضای خانواده.
4. توجه به مشکلات جوانان که قشر آسیب پذیر جامعه می باشند.
5. رفع تمامی خشونت های اجتماعی.
6. وضع جزاهای سنگین و عمومی در محضر عام یعنی محکمه علنی مرتکبین برای عبرت دیگران.
