کارمند ماين پاکى پس از اختطاف رهاگرديدند
هشت کارمندموسسه ماين پاکى غيردولتى ( دافا) در مربوطات مرکز لوگر، بعد از اختطاف سه ساعته رها شدنداما تجهيزات ودوعراده موترآنها تاهنوزناپديد است .
يک تن ازمسوولين موسسه مذکور به تاريخ ششم اسد به آژانس خبرى پژواک گفت که کارمندان ياد شده عصر ديروز، توسط گروپ پانزده نفرى افراد مسلح ناشناس ازساحه قلعه وزيرپل علم، ربوده شده بودند .
به گفته موصوف گرچه اين کارمندان بعد از چند ساعت رها گرديدند اما يک موتر نوع پيک اپ و يک عراده لندکروزر با مقدارى از تجهيزات ، درنزدحمله کننده گان باقى مانده است .
به گفته موصوف ، رباينده گان کارمندان ياد شده را بعد از لت وکوب رهانموده که دو تن آنها اکنون تحت تداوى قرار دارند .
به گفته منبع مذکور، موسسه دافا بنا برخواست مردم محل سه روز قبل به منظور جمع آورى ماين ومواد منفجر ناشده ، درقلعه وزير پل علم به فعاليت آغاز نموده است .
وى گفت که در سال جارى ،اين دومين بار است که کارمندان اين موسسه در مربوطات لوگر اختطاف ميشوند .
رفيع الله الکوزى مسوول دفتررسانه هاى دفترماين پاکى ملل متحدبراى افغانستان (UNMACA) نيز اين خبر را تاييد کرد .
اما وى تعداد اختطاف شده گان را ٩ تن و آنانرا کارمندان موسسه ماين پاکى ( MCPA) يکى از دفترهاى همکار با(UNMACA) خواند .
وى به آژانس خبرى پژواک گفت که افراد مذکور ساعت ٦:٣٠ ازساحه قلعه وزيرپل علم ،توسط پنج فرد مسلح سوار درموترکرولا سرخ رنگ اختطاف و سه ساعت بعد در قريه شولک مربوط پل علم رها شدند .
وى نيز رهايى آنها را تاييد کرد و افزود که دو عراده موترهايشان در قيد رباينده گان است .
تاهنوز هيچ گروه مسووليت اين اختطاف را با عهده نه گرفته است .
در لوگر در اين اواخر ،علاوه از حملات و انفجارات ، اختطافها نيز افزايش يافته است .
در اواخر ماه گذشته ،دو قاضى با راننده اش و يک سناتور اين ولايت از مربوطات همين ولايت اختطاف شده اند .
زندگى کارمندان موسسات ماين پاکى نه تنها در لوگر ، بلکه در شمارى ولايت ديگر نيز در خطر است .
در اواخر سرطان ، هفت کارمند موسسه ماين پاکى ام دى سى در ولسوالى سيد کرم پکتيا اختطاف شدند که شش تن آنها دفعتا رها و يک تن ديگرشان در قيد رباينده گان است .
هفته گذشته، داکترحيدرضامسوول دفتربرنامه ماين پاکى سازمان ملل متحدبراى افغانستان ( UNMACA ) نيز در مورد وضعيت امنيتى اظهار نگرانى نموده بود .
وى گفته بود که اگر وضعيت امنيتى وخيم شود، افغانستان نمى تواند مطابق پيمان اوتاوا ، تاسال ٢٠١٣ از وجود ماين مواد ومنفجرناشده به طورکلُى پاکسازى شود.
وى هچمنان گفته بود که از آغاز سال جارى ميلادى تا حال ، ١١ کارمند موسسات ماين پاکى درسراسرافغانستان درحملات مخالفان کشته شده اند .
سرازير شدن سيلاب در بدخشان تخريبات را به وجود آورد
سرازير شدن سيلاب در ولايت بدخشان، باعث تخريب صد ها جريب زمين زراعتى ،ده ها باب منزل مسکونى و تلف شدن ده ها راس مواشى گرديد.
اين تلفات وخسارات از دو روز بدينسو به اثر باريدن باران و سرازير شدن سيلاب در ولسوالى هاى خاش، ارغنچخواه و بهارک به ميان آمده است.
داکتر سيدناصر همت رئيس هلال احمر ولايت بدخشان به آژانس خبرى پژواک گفت که
سيلاب در ولسوالى خاش، ٥٠٠ جريب زمين زراعتى ( گندم) و در ولسوالى ارغنچخواه ٣٠٠ جريب زمين زراعتى، ٥ کيلو متر کانال و ٣ کيلو متر سرک را تخريب و ٢٠ راس مواشى را از بين برده است.
همت ادعا کرد که در پنج قريۀ ولسوالى بهارک ٤٥٠ جريب زمين زراعتى، ٣ کيلومتر کانال، ٢٠ باغ ميوه دار و ٥٠ منزل مسکونى تخريب و ٤٠ راس مواشى تلف شده اند.
وى ميگويد که گزارش اين تلفات و خسارات را از طريق مسوولين امنيتى، نماينده هاى مردم و رضاکاران جمعيت هلال احمر بدست آورده اند.
عبدالقدير يکتن از موسفيدان قريۀ تاجکان ولسوالى خاش که بخاطر کمک به مقام ولايت بدخشان آمده است، به آژانس خبرى پژواک گفت: (( من يک جريب زمين گندم داشتم و آنرا خرمن نموده بودم که سيل آمد و همۀ آنرا بُرد .))
اين موسفيد ميگويد که در منطقۀ شان در گذشته کوکنار زرع ميشد، اما در سالهاى اخير که گندم کشت کردند،نصف آنرا خشکسالى و نصف ديگر را سيلاب از بين بُرده است.
نامبرده افزود که دهها خانواده از اثر سيلاب دو روز اخير متضرر شده و به کمکهاى عاجل نياز دارند.
اما رئيس هلال احمر ولايت بدخشان ميگويد که هيئتى را بخاطر سروى اين آفت طبيعى به محلات اعزام داشته و پس ا ز بررسى به سيلاب زده گان کمک خواهد شد.
موصوف متذکر شد که يکمقدار مواد غذايى ، البسه و خيمه را بخاطر کمک در حالات اضطرار در دسترس دارند، در صورتى که سيلاب زده گان در همچو حالت قرار داشته باشند، با ايشان مساعدت خواهد شد.
به ادعاى مسوولين محلى، سرازير شدن سيلاب در اوايل ماه جارى در ولسوالى بلخاب ولايت سرپُل، باعث لادرکى دو طفل و تخريب ٤٥ باب منزل مسکونى و ٣ هزار جريب زمين زراعتى گرديده است.
همچنان سيلاب ديگر در ماه جوزاى امسال در ولسوالى کشندۀ ولايت بلخ، دو تن را هلاک ، هفت تن را مجروح و ١٢٩ منزل مسکونى ، ٤٠ باب دکان، ٥ آسياب گندم ، ٢٨ کيلو متر سرک و ده ها جريب زمين زراعتى را تخريب نموده است.
يک تن از چنگ اختطافگران در سمنگان رها گردید
پوليس ولايت سمنگان، بعد از درگيرى يکتن را از چنگ اختطافگران رها نموده و سه اختطافگر را دستگير نمود.
رها شونده ميرويس برادر رئيس شرکت نوشابۀ هارون لميتد در کابل بوده که نُه روز قبل در شاهراه مزار- کابل، از سوى افراد مسلح ناشناس اختطاف گرديده بود.
مل پاسوال شرف الدين شرف قوماندان امنيه سمنگان به آژانس خبرى پژواک گفت که
پوليس شام گذشته، محل بود و باش اختطافگران در مغاره هاى کوه بست شهر ايبک (مرکز سمنگان) را تثبيت نموده و صبح امروز عمليات را اجراء کردند.
وى ميگويد که در اين عمليات که در جريان آن دو ساعت درگيرى صورت گرفت، ميرويس از چنگ اختطافگران آزاد و سه رباينده با يک ميل کلاشنکوف دستگير گرديد.
قوماندان امنيه سمنگان افزود که دستگير شده گان شامل صوفى احمد الله، تاش فولاد و علاءالدين بوده و علاءالدين به اثر مقاومت و با فير پوليس زخمى شده است.
مل پاسوال شرف الدين علاوه کرد که عبدالفتاح (ليپه)، سرگروپ آنها فرار کرده ، اما تحت تعقيب پوليس است.
ميرويس ٣٥ ساله که برادر امين جان ،سابق رئيس اتاقهاى تجارت افغانستان نيز است ،ضمن تقدير از پوليس به آژانس خبرى پژواک گفت: (( من از بلخ به کابل ميرفتم که پنج نفر مسلح در شاهراه مزار-پلخمرى، از موتر کرولاى سفيد پايين شدند و مرا که در موتر صرف بودم پايين نموده و به محل نامعلوم انتقال دادند.))
موصوف افزود که بعداً او را به يک مغارۀ کوه بردند و هر وقتى که وى را از يکجا به جاى ديگر انتقال ميدادند، چشمانش را بسته ميکردند.
ميرويس که دو ماه قبل از کانادا به کشور برگشته ، ميگويد که در مدتى که در قيد آنها قرار داشت ، لت و کوب ميشد و غذاى درست برايش داده نمى شد.
وىادعا نمود که اختطافگران يک ميليون دالر خواسته بودند، با فاميل خود تماس تيليفونى داشت و به موافقه رسيده بودند که ٥٧ هزار دالر از درک فروش يک قطعۀ زمين را به اختطافگران ميدهند که پوليس رسيد و او را نجات داد.
قوماندان امنيه سمنگان با ذکر اينکه در طول چند سال اخير، اين اولين واقعۀ اختطاف در سمنگان است ميگويد که طبق اعتراف اختطافگران، آنها گروپ بزرگى اند که امکان دارد مرکز شان در ولايت بلخ باشد.
ضرار احمد مقبل وزير امور داخله در سفر و ديدار روز گذشته اش با مسوولين ولايت سمنگان از فعاليت پوليس در تامين امنيت تقدير نموده و اوضاع امنيتى آن ولايت را رضايت بخش خواند.
يک مکتب در کندز حريق شد
افراد ناشناس، يک باب مکتب را در ولسوالى چهار درۀ ولايت کندز حريق نمودند.
مل پاسوال عبدالرحمن آقتاش آمر امنيت قوماندانى امنيۀ کندز به آژانس خبرى پژواک گفت که اين مکتب، بنام ابتدائيه قوش لش ياد شده و صبحگاهان ديروز به آتش کشيده شد.
وى افزود که در صحن مکتب، ٤ باب خيمه وجود داشت و همۀ آن طعمۀ حريق شده است.
آقتاش ميگويد که اين کار مخالفين دولت بوده و هيئتى را بخاطر بررسى به محل اعزام نموده اند .
محمد سرور معاون تدريسى رياست معارف کندز گفت که در اين مکتب ٢٠٠ شاگرد پسر تدريس ميشدند و بعد از حريق، شمارى از آنها به مکتب نيامده اند.
ذبيح الله مجاهد يکتن از سخنگويان طالبان گفت که طالبان در حريق مکاتب دست ندارند، اما مخالف نصاب تعليمى دولت اند.
وى ادعا کرد که مکاتب را ديگران بخاطر بدنامى طالبان به آتش ميکشند.
مسوولين معارف کندز ميگويند که تيم بازسازى ولايتى PRT آلمان وعده نموده که علاوه بر فراهم آورى ميز و چوکى ، تعمير مکتب حريق شده را در آينده نيز خواهند ساخت.
سه ماه قبل، يک مکتب متوسطه در منطقۀ کوهدامن ولسوالى امام صاحب کندز نيز طعمۀ حريق شد . به ادعاى ولسوال امام صاحب، افراد ناشناس ملازم مکتب را با خود برده و گوشهايش را بريدند. اما طالبان اين ادعا را رد کرده بودند.
امسال شمارى از مکاتب در مناطق مختلف بخصوص در جنوب کشور حريق گرديده ، اما احصائيه دقيق در اين رابطه تا هنوز وجود ندارد.
براساس معلومات وزارت معارف ، طى سال ١٣٨٦ در مناطق مختلف کشور ١٨٧ باب مکتب حريق گرديده بودند.
يک داکتر در هرات اختطاف شد
يکتن از داکتران ولسوالى فارسى ولايت هرات از سوى افراد مسلح ناشناس ربوده شد.
سيد تاج الدين داکتر کلينيک صحى ولسوالى فارسى دو روز قبل بعد از آنکه از تداوى يک مريض از قريه به مرکز ولسوالى برميگشت در کوتل نخودى اختطاف گرديد.
داکتر اسد الله ممتاز معاون صحت عامۀ هرات با ذکر اين مطلب به آژانس خبرى پژواک گفت که افراد مسلح ناشناس، راننده را نيز ربوده ت اند.
وى افزود که فارسى يکى از ولسوالى هاى دور دست هرات بوده و تا حال از سرنوشت داکتر و راننده در انجا خبرى نيست.
يک منبع امنيت ملى هرات با تاييد اختطاف داکتر ميگويد که موتر حامل داکتر در منطقه يافت شده و هنوز هويت اختطافگران مشخص نيست.
در اوايل سال جارى،يک داکتر شفاخانۀ حوزوى هرات در مسير ولسوالى گلران نيز اختطاف شد، اما بعداً دو اختطافگر درعمليات پوليس کشته و داکتر رها گرديد.
يک منبع در اتحاديۀ صنعتکاران هرات، بدون تذکر اسمش به آژانس خبرى پژواک گفت که نه تنها داکتران اختطاف ميشوند؛ بلکه از روز چهارشنبه گذشته بدينسو يک فابريکه دار و پسر يک تاجر در شهر هرات نيز ربوده شده و دو نمايندۀ دو شرکت تجارتى تهديد به اختطاف گرديده اند.
وى ميگويد که نا امنى و اختطاف، اثر ناگوار بر معاملات تجارتى و سرمايه گذارى ميگذارد.
قتل پدر توسط پسرش در جاغوری
نزاع خانوادگی از جمله حادترین موضوع جامعه است که همواره در عده ای از خانواده خصوصا در افغانستان وجود دارد جرمشناسان دلیل عمده این موضوع را نابسامانی بیش از حد خانواده ها میدانند که از عدم مدیریت درست خانواده ها میباشد.
پسری پس ازنزاع خانوادگی در منطقه انگوری - جاغوری به ضرب تفنگچه پدر خود را از پا در آورد . قرار گفته های شاهدان عینی مقتول که عوض نامدارد همواره با خانواده خود درنزاع بوده که بلاخره توسط پسرش به قتل رسیده است.
مسولین امنیتی محل بدون ضیا وقت قاتل وخانم مقتول را دستگیر وبه مراجع عدلی قضایی بعد از تکمیل اسناد ومدارک سپرده اند.
داکتر ربوده شده وراننده وى در ولایت میدان وردگ رها گرديدند
محمدحليم فدايى والى ميدان وردگ به تاريخ هفتم اسد به آژانس خبرى پژواک گفت که اين داکتر وراننده وى روز گذشته در منطقه درانى مصروف بازديد از کلينيک ها بودند، که توسط افراد مسلح ناشناس ربوده شدند.
وى افزودکه اين افراد به همکارى مؤظفين ر ياست امنيت ملى ومردم منطقه، امروز صحيح وسلامت رها گرديدند.
يک کارمند دفتر ساحوى کميته سويدن در ميدان شهر که از اظهار اسمش امتناع مى ورزيد،به آژانس خبرى پژواک گفت که اين داکتر، ظهور وراننده اش ناصرنام دارد،که روزگشته ازمنطقه درانى ربوده شده وامروز رها گرديدند.
گرچه وى درموردرباينده گان چيزى نگفت ، ولى پذيرفت که رباينده گان موتروبعضى اسناد را با خود نگهداشته اند.
سيد امير شاه مسؤول امنيت ملى در ولايت ميدان وردگ، ضمن صحبت با آژانس خبرى پژواک ربوده شدن ورهايى داکتر وراننده او را پذيرفت ، ولى افزود که آنها درمورد تحقيق مى کنند تا معلوم کنند که رباينده گان چى کسانى بوده اند.
به گمان وى ، رباينده گان شايد دزدان يا قاچاقبران مواد مخدر باشند که به هدف بدست آوردن موتر ،اين عمل را انجام داده اند.
اميرشاه افزودکه رباينده گان ساعت ده قبل ازظهرامروز در نزديکى ليسه زراعت در مربوطات ميدان شهر،داکتر وراننده اش را رها نموده اند.
اين درحاليست که روز گذشته (( سنک ))انجنير ربوده شده چينايى، ازمربوطات ولسوالى جلريز اين ولايت به کمک سران قومى از چنگ رباينده گان رها گرديد.
ولايت ميدان وردگ که در جنوب غرب کابل بر شاهراه کابل- کندهار موقعيت دارد، يکى از ولايت هاى نا امن بشمار مى رود.
در نقاط مختلف اين ولايت، گاهگاه راپورهاى از درگيرى بين طالبان مسلح ومسؤولين حکومتى وهمچنان ربودن مردم،به دست نشر سپرده مى شود.
تصادم دو موتر در هرات ١٥ کشته و مجروح برجاگذاشت
وقوع حادثۀ ترافيکى در شاهراه هرات- اسلام قلعه منجر به کشته و مجروح شدن ١٥ تن شد.
اين حادثه قبل از ظهر امروز به اثر تصادم دوموتر(سراچه وکرولا ) که به جهت هاى مخالف در حرکت بودند، رُخ داد.
قدرت الله آمر پوستۀ تقى نقى شاهراه هرات- اسلام قلعه به آژانس خبرى پژواک گفت که در اين حادثه، ٥ تن که همۀ شان مردان و از جملۀ مسافرين بودند، کشته و ١٠ تن جراحت برداشته اند.
محمد رفيق شيرزى سخنگوى رياست صحت عامۀ ولايت هرات وضعيت صحى برخى مجروحين را وخيم خوانده، گفت که در جملۀ زخمى ها که تحت تداوى قراردارند، يک طفل و يک زن نيز شامل است.
يک منبع دفتر مطبوعاتى قوماندانى امنيۀ هرات ميگويد که روزگذشته يک دختر ٢ ساله به اثر تصادم با يک موتر سايکل سوار در ناحيۀ پنجم شهر هرات نيز کشته شد.
ماه گذشته به اثر تصادم دو موتر در شاهراه کرُخ- هرات ٣ تن کشته و ٩ تن جراحت برداشتند. آنها بخاطر ميله به کرُخ رفته بودند.
حوادث خارجی هفته دوم اسد
اسید پاشی بصورت دختر جوان بعداز مخالف با ازدواج در ایران
متهم به اسيد پاشي بر روي صورت دختر جوان گفت: قصد داشتم با پاشيدن اسيد بر روي صورت آمنه وي را به دست آورم.
به گزارش فارس، ساعت 16 عصر 10 آبان سال 83 مأموران مركز فوريتهاي پوليسي110 تهران بزرگ با تماس شهروندان از يك مورد اسيد پاشي با خبر شدند.
مأموران با حضور در محل وقوع حادثه در خيابان رسالت و انجام تحقيقات اوليه دريافتند دختر جواني به نام آمنه از سوي فردي مورد اسيدپاشي قرار گرفته است.
با انتقال آمنه به بيمارستان، تلاش پزشكان براي درمان وي آغاز شد اما زماني كه آمنه پس از انتقال به بيمارستانهاي رسالت و مطهري به بيمارستان لبافينژاد منتقل شد پزشكان اعلام كردند كه ديگر دير شده و چشم چپ آمنه به واسطه غلظت اسيد پاشيده شده كاملا از بين رفته است.
قيصري، مستنطیق شعبه ششم خارنوالی امور جنايي تهران در خصوص اين پرونده گفت: با طرح شكايت از سوي اين دختر جوان تحقيقات آغاز و دستورات لازم براي دستگيري فرد اسيد پاش صادر شد.
آمنه در شكايت خود در جلسه طرح شكايتش اعلام كرد: چند ماه قبل وقتي در دانشكده برق يكي از دانشگاههاي سراسري تهران مشغول تحصيل بودم متوجه شدم كه يكي از دانشجويان به اسم مجيد به من علاقهمند شده است.
آمنه ادامه داد: پس از طرح اين موضوع توسط اين فرد چندين بار مادرش با منزل ما تماس گرفت اما مادر من به دليل تفاوت زياد سني، فرهنگي و خانوادگي ما پاسخ منفي داد.
شاكي افزود: جواب خودم نيز منفي بود تا اينكه يكي از دوستانم پيشنهاد داد براي تمام كردن موضوع، يك بار رو در رو پاسخ قطعي خود را به او بدهم.
وي گفت: به همين دليل يك روز كه بعد از ايجاد مزاحمتهاي فراوان و تماسهاي گاه و بيگاه مجيد به محل كارم آمد، به او گفتم كه با فردي عقد كردهام و ديگر سراغ من را نگيرد.
مجيد در مقابل اين ادعاي من خواست كه از همسرم طلاق بگيرم و اظهار كرد كه در صورت عدم جدايي از همسرم مرا خواهد كشت. من تهديدهاي او را جدي گرفتم و همان روز به پليس اطلاع دادم اما پوليس گفت تا زماني كه جرمي واقع نشده نميتوان وارد عمل شد و او را بازداشت كرد.
آمنه ادامه داد: با گذشت 2 روز از اين ماجرا عصر روز حادثه زماني كه از محل كارم خارج شدم ناگهان فردي مثل سايه از پشت به من نزديك شد و بعد رو به رويم ايستاد، سپس ظرفي سرخرنگ را جلو آورد و مايع به شدت سوزاننده داخل آن را روي صورتم پاشيد.
وي گفت: اول تصور كردم كه آبجوش به صورتم ريخته شده است اما وقتي به چند بيمارستان مرا بردند فهميدم اسيد بوده و همان ابتدا چشم چپم از بين رفته است.
شاكي در ادامه شكايت خود، مدعي شد: پزشكان اقدام به تخليه چشم چپم كردند و گفتند كه چشم راستم نيز در شرف نابينايي است. به همين دليل پيشنهاد كردند كه براي درمان به بارسلون بروم كه آن زمان با 8 هزار يورو كه بخشي از آن به صورت كمك از سوي دولت وقت به خانوادهام پرداخت شده بود براي درمان به اسپانيا سفر كردم.
وي ادامه داد: در آنجا 17 بار مورد جراحي پلاستيك قرار گرفتم و چشم راستم نيز مورد درمان قرار گرفت اما پزشكان اعلام كردند كه اثرات مخرب اسيد تا 5 سال باقي ميماند و به همين دليل يك شب وقتي در خانه بودم ناگهان متوجه شدم داخل حفره چشم راستم چيزي وجود ندارد و به اين ترتيب چشم ديگر خود را هم از دست دادم.
سرانجام مجيد دستگير شد و به محض بازداشت به ارتكاب اسيد پاشي اعتراف كرد و مدعي شد عاشق آمنه بودم و براي آنكه بتوانم وي را براي خودم داشته باشم دست به اين كار زدم.
مجيد صبح امروز (6 اسد1387) در آخرين جلسه بازجويي گفت: فكر ميكردم با اين اقدام به آمنه ميرسم. نميخواستم اين طور زندگيش تباه شود.
قيصري گفت: با تكميل شدن تحقيقات از مجيد و مشخص شدن زواياي پنهان اين پرونده براي مجيد قرار مجرميت صادر شد.
زن تایوانی خواست خودکشی کند، اما عابر پیاده را کشت
یک زن تایوانی که به قصد خودکشی خود را از روی بام یک ساختمان به پایین پرتاب کرده بود، روی یک عابر پیاده افتاد و او را به کشتن داد.
خبرگزاری آلمان از تایپه گزارش داد، روزنامه تایوانی لیبرتی تایمز نوشت، کو می هوئی (Kuo Mei-hui) از آپارتمانی پنج طبقه در شهر چانگو نزدیک به تایپه حدود ساعت ۱۴ روز شنبه خود را به پایین پرتاب کرد، اما به روی لی می یون (Lee Mei-yun) افتاد که در حال بازگشت به خانه همراه با همسرش بود.
کو و لی هر دو روی زمین افتادند و به شدت مجروح شدند. لی دچار خونریزی مغزی شد و در شفاخانه جان باخت.
همسایگان کو به پولیس گفتند او مدت طولانی بیمار بوده و بارها تلاش کرده است خودکشی کند.
تایوان یکی از کشورهایی است که بالاترین آمار خودکشی را در آسیا دارد. در سال 2007 میلادی 3933 تایوانی خودشان را کشتند که به طور میانگین 10.7 خودکشی در روز یا یک مورد خودکشی در هر دو ساعت محسوب میشود. نرخ خودکشی به ازای هر 100 هزار نفر 17.2 درصد است.
در سالهای اخیر موارد متعددی از پرش تایوانیها از ساختمانهای بلند برای خودکشی گزارش شده بود، اما هیچ یک از این موارد به جرح یا مرگ عابران پیاده منجر نشده بود.
وقابل یاد آوریست در سال 2007 میلادی 33.093نفر خودکشی نموده است که بطور میانگین 90 مورد خودکشی در روز ودر هر 20 دقیقه یک خودکشی رخ داده است
افزايش قيمت تیل و بالا رفتن آمار دزدي در انگليس
چند وقتي است كه بعد از بالا رفتن بهاي نفت و بنزين؛ دنيا به کام عدهاي از دزدان در انگليس شده است
اين گروه از دزدان تصميم گرفتهاند که از اين افزايش قيمت استفاده کنند و با سوراخ کردن تانکی های تیل موتر تیل داخل آن را بدزدند. به گزارش ايسنا، يکي از شرکتهاي امداد خودرو درآماري که منتشرکرده اعلام كرده که بين ماههاي ژانويه و ژوئن، يعني در عرض 6 ماه تعداد خودروهايي که به دليل تخليه کامل باک بنزينشان از اين شرکت کمک گرفتهاند، دو برابر شده است.
دن اسپارک - رانندهاي در ليمينگتون اسپا در بريتانيا - ميگويد که خودرواش را پارک کرده و به خانه رفته، اما وقتي که صبح بيدار شده و سراغ آن رفته، خودرو روشن نشده، چراغ هشدار دهنده تیل روشن شده و معلوم شده که اصلا بنزيني در باک ندارد. پس از اينکه باک بنزين را چک کرده، متوجه شده که کسي توانسته بنزين او را به کمک وسيلهاي خالي کند.
دن اسپارک با پوليس محلي تماس ميگيرد و آنان هم بعد از بررسي موضوع به او ميگويند که آن شب او، تنها قرباني دزدي تیل نبوده و 3 يا 4 نفر ديگر هم دزدي بنزين يا گازوئيلشان را به پوليس گزارش کرده بودند.
پراکش پتل - يکي از سخنگويان شرکت امداد خودرو - ميگويد كه بيشتر مردم وقتي که به آنها زنگ ميزنند و ميگويند که خودروشان روشن نميشود، اصلا خبر ندارند که تیلشان را دزديدهاند.
بنا به گفتههاي شرکت آر.اي.سي، در بخشهايي از بريتانيا از جمله لندن، جنوب غرب انگلستان و وست ميدلندز دزدي تیل متداولتر از بقيه قسمتهاست.
در همينحال گزارشهاي پوليس شهر دورام انگلستان نشان ميدهد که ماه ژانويه سال جاري ميلادي فقط 7 مورد دزدي گزارش شد، اما يک ماه بعد با بالا رفتن قيمت بنزين، آمار دزدي به 29 مورد افزايش پيدا کرد.
بر اساس آمار، قيمت تیل در طول سال گذشته نزديک به 25 درصد و گازوئيل حدود 36 درصد بالا رفته است
الستر دارلينگ - وزير خزانهداري بريتانيا - اعلام کرد که طرح افزايش 2 درصدي قيمت تیل را به تعويق مياندازد.
اما دزديهاي اخير بنزين نشان ميدهد که افرادي که قرباني اين دزديها ميشوند، فقط پول تیل را که زده بودند از دست نميدهند، بلکه مشکل بزرگتر براي آنها تعمير موترشان است.
۲۹قاتل، شرور و قاچاقچي كه از سوي محکمه های مختلف به مرگ محكوم شده بودند، سحرگاه یکشنبه ۶ اسد در محوطه زندان اوين به دار مجازات آويخته شدند.
نخستين اعدامي مرد شروري بود كه به همراه برادرش ۲ جنايت و ۵۶ فقره نقص عضو افراد مختلف را در پرونده خود داشتند.
اين ۲ برادر از اواسط سال ۸۲ با تشكيل باند خشن سرقت مسلحانه، اعمال مجرمانه خود را آغاز كردند و مدتي بعد در حالي كه رعب و وحشت از اين ۲ مجرم بيرحم، در پايتخت و در ميان كسبه سايه افكنده بود، تحقيقات پوليسي براي دستگيري آنها آغاز شد.
ماموران پوليس آگاهي تهران در جريان بررسيهاي تخصصي موفق شدند مخفيگاه متهمان را شناسايي و آنان را بازداشت كنند.
برادران خشن، در مسير بازجوييها به قتل ۲ مرد طلافروش اعتراف كردند و اين در حالي بود كه شواهد پوليسي نشان ميداد ۵۶ مرد ديگر نيز در درگيري با اين ۲ متهم دچار نقص عضو شده بودند.
مدتي بعد محکمه، متهمان را به خاطر ارتكاب جرايم خشن مفسد فيالارض شناخت و حكم به اعدام آنها داد كه بعد از تاييد اين حكم از سوي سترمحکمه ایران، شمارش معكوس براي اعدام متهمان آغاز شد.
سحرگاه یکشنبه در حالي كه قرار بود حكم اعدام يكي از برادران مخوف به اجرا درآيد، برادر وي با ايجاد درگيري در زندان قصد داشت از اجراي اين حكم جلوگيري كند كه در اين درگيري به شدت مجروح شد و دقايقي بعد جان خود را از دست داد.
جابري- قاضي اجراي احكام محکمه جنايي تهران- با اعلام خبر اعدام برادر ديگر گفت: صبح ديروز علاوه بر اين متهم، ۹ اعدامي ديگر كه به اتهام قتل عمد محكوم به مرگ شده بودند نيز به دار مجازات آويخته شدند.
از سوي ديگر محکمه تهران نيز اعلام كرد: همراه با اعدام اين متهمان، محكومان ديگري كه در جريان اجراي طرح افزايش امنيت اجتماعي تهران و مبارزه با سوداگران مرگ دستگير و به اعدام محكوم شده بودند نيز به طناب دار آويخته شدند.
در ميان اين اعداميان نام قاچاقچيان و اشرار معروفي كه از سوي محکمه های مختلف به اعدام محكوم شده بودند، به چشم ميخورد.
در حالي كه تعداد محكوماني كه صبح یکشنبه به دار مجازات آويخته شدند ۲۹ نفر اعلام شده است، محکمه تهران از رسيدگي به پرونده افراد ديگري كه در اجراي طرح افزايش امنيت اجتماعي دستگير شدهاند خبر داد و اعلام كرد: بهمنظور ريشهكن كردن جرايم سازمان يافته و باندي و برخورد قاطع با اخلال گران امنيت و آسايش عمومي و سوداگران مرگ از هيچ اقدامي كوتاهي نخواهيم كرد و متهمان بازداشت شده ديگر نيز بلافاصله پس از قطعيت احكام صادره، مجازات خواهند شد.
توجه به جرمشناسی مهمتر ازدها حکم قاضی است
در افغانستان معمول شده که تنها برای مجرم حکم قاضی که ازنص قانون برگرقته میشود کافی دانند نه اینکه باید وی را از لحاظ جرمشناسی مطالعه نمود ، که چرا این شخص مرتکب جرم شده وعوامل وانگیزه جرمی وی چه بوده در حالیکه درقانون جزا کشور دقیقا برای فاعل حالات تبریه کننده را پیش بینی نموده است ، وجرم وجنایت تنها بیشترین موضوع است که متاسفانه درتمام جهان خصوصا در افغانستان سرخط اخبار رسانه ها واز آن طریق از مجالس شده است .
اگرچه هيچ روزي را بدون شنيدن يا خواندن ارتكاب جرم يا جنايتي در جرايد به پايان نمي بريم ولي هرازچندگاه اخبار مربوط به جنايتي هولناك مدتي سخن مهم هر مجلسي مي شود و حاضران را به اين فكرمشغول مي دارد كه واقعاً چرا؟
چرا فقط عده اي مرتكب جرم مي شوند ولي خيلي ها با وجود فشارزندگي يا عوامل مؤثر و مساعد دست به جرم و بزهكاري نمي زنند؟ آيا علت مشخصي براي اين امر وجود دارد؟
هزاران سال است اين پرسش در ذهن دانشمندان و حتي غير آنها وجوددارد. حتي در برخي اديان كهن انسان موجودي دوماهيتي و متشكل از دو عنصر سياهي و سپيدي يا خوبي و بدي ـ به نشانه از خدايان پاكي و پلشتي ـ دانسته شده و كج رفتاري نشانه غلبه پليدي و سياهي بر بعد خوبي و روشني وجودانسان تعبير و حمل است.
سپس ساليان دراز عقايدي مانند حلول ارواح خبيثه و جن زدگي يا ورود شيطان و ديو در جسم و كالبد آدمي مهمترين توجيه جرم او بود و البته شكنجه و عذابهاي شديد وسيله اي مناسب براي اخراج آن ارواح ناپاك و درنتيجه اصلاح مجرم به حساب مي آمد.
ظاهراً سقراط نخستين كسي است كه با ديدي علمي به پديده جرم نگاه كرد و آن را نتيجه جهل مجرم دانست و از اين رو او را شايسته آموزش معرفي كرد نه شكنجه!
افلاطون نيز در كتاب جمهوريت هرپديده اجتماعي را با وجود طبقات ناهمگون در جامعه مرتبط مي دانست و ارتكاب جرم را از آن قاعده مستثني نكرده و علاوه بر آن بر توزيع ناعادلانه ثروت به عنوان عامل جرمزاي مهم ديگر تأكيدكرد.ارسطو با ديدگاهي ديگر مسائل و مشكلات جسمي و روحي را در انحرافات آدمي مؤثر مي دانست.بدين ترتيب باب نظريه پردازي علمي درباره عوامل ارتكاب جرم بازشد و تا امروز ادامه دارد.
گذشت زمان و ارائه تئوريهاي جديد و تكميل تحقيقات ثابت كرد برخلاف تصور عامه، بزهكاري پديده اي ساده نيست كه زاده تنها يك عامل باشد بلكه عوامل گوناگوني درآن دخالت دارند كه با شناسايي آنها مي توان به قول شما عوامل جرم زا را درهرمورد مشخص كرد.
جرم پديده اي مركب است. به اين معنا كه عوامل متعددي (اعم از عوامل دروني و بيروني) در بروز و تحقق آن دخالت دارد.
بطورمثال صحيح نيست كه بگوييم. «فقر علت سرقت است» چون دراين صورت، ساير عوامل مؤثر در سرقت را ناديده گرفته و درمقابل تمام فقرا را متهم به سرقت كرده ايم!! آيا واقعاً هيچ جواني براي خوشگذراني اقدام به سرقت خودرو يا وسيله نقليه نمي كند؟!
آيا هيچ نوجواني بدون نياز مالي و فقط براي اثبات قدرت و شجاعت خود كتاب يا چيزي را ندزديده است؟
يا هرگز شنيده ايم كه زياده خواهي مرد يا زن او را وادار به سرقت جواهرات كرده است!؟
باتوجه و دقت در مثالهاي فوق مي توان به اين نتيجه رسيد كه حتي در سرقت كه جرمي مالي است، فقط عامل نياز، شرط كافي براي تحقق جرم مزبور نيست و اين اصل درمورد تمام جرايم صادق است تاجايي كه امروزه جرم را پديده اي «زيست روان اجتماعي» يا «بيوسايكوسوسيال» مي ناميم.
بدين ترتيب علت يابي هرجرم نيازمند بررسي جامعي از ابعاد مختلف جامعه ازجمله زيست شناسي، روانشناسي و جامعه شناسي است.
البته جاي ابراز ناخرسندي است كه پس از گذشت بيشتر از صدسال از تولد كامل «جرم شناسي» هنوز دركشور ما اين علم ناشناخته باقي مانده است.
تعمداً عرض كردم «علم كامل» زيرا تحقيقاتي كه درمفهوم امروزين آن معني جرم شناسي مي يابد، سابقه اي چندهزارساله دارد، ولي از حدود يك سده پيش تاكنون آموزش اين علم جنبه آكادميك پيداكرده و حتي درافغانستان قریب20 سال است در دانشگاهها خصوصا دانشکده حقوق واکادمی پولیس تدريس مي شود، با اين وجود اكثر مردم هنوز «جرم شناسي» ياCriminology) )را نمي شناسند و شايد به همين علت است كه در تحليلهاي ارائه شده از جرايم در رسانه هاي جمعي مي بينيم جاي جرم شناسان هميشه خالي است.
وقتي با ارتكاب يك يا چند جرم مواجه شده، به نوعي كه همگان را سخت به انديشه فرو مي برد و براي گشودن راز ارتكاب آن فقط از يك روانشناس دعوت مي شود، پيشاپيش پذيرفته ايم كه اين جرم تنها از اختلالهاي رواني مجرم نشأت گرفته ولاغير! و در اين قضاوت شتابزده ساير عوامل مؤثر جسمي (مانند اختلالهاي متابوليك، مشكلات كروموزومي يا ژنتيك، نقايص جسمي...) و نيز عوامل اجتماعي (از قبيل مسائل فرهنگي و اقتصادي و...) را كنار گذاشته ايم! آيا واقعاً تأثيري كه محيط آلوده بر انحراف يك شخص دارد را مي توان با تحليل روانشناختي، شناسايي كرد؟!
اين درحالي است كه زمينه هاي ديگري از تحقيقات وجود دارد كه شايد تاكنون با آن مواجه نشده باشيم، به عنوان مثال ثابت شده است، حتي تغييرات آب و هوا هم مي تواند در روحيات و رفتار آدمي تغييرات محسوس را ايجاد كند.
بله، سالها قبل دانشمندي بلژيكي به نام «كتله» شايد بر حسب اتفاق از مشاهدات آماري خود متوجه شد آمار جرايم گوناگون بر حسب تغييرات جغرافيايي و نيز آب و هوايي از قواعد مشخصي پيروي مي كند.به طور مثال گرماي هوا در تندي و خشونت رفتار تأثير مثبت دارد و برعكس در هواي سرد از خشونت جرايم كاسته مي شود. وي نتايج تحقيقات خود را به استناد آمارهاي جنايي فرانسه و هلند در ۱۸۳۵ در كتاب «فيزيك اجتماعي» منتشر كرد.
تحقيقات مشابهي نيز در همان اوان توسط «گري» از اهالي فرانسه صورت پذيرفت.خود شما با نگاهي ساده و اندكي توجه خواهيد ديد برخوردهاي فيزيكي در فصول گرم سال بيشتر از روزهاي سرد است و آمار پرونده هاي اين چنين در تابستان بالا مي رود
جرم شناسي علمي است كه هدف آن ريشه يابي علمي جرايم است و به قول ساترلند، مجموعه علومي است كه به جرم مربوط مي شود، بنابراين از ساير علوم مباحثي را كه با مقوله جرم مرتبط است، وام مي گيرد، زيرا آنچنان كه پروفسور ووئن و پروفسور لئوتر در تعريف جرم شناسي گفته اند «مطالعه علمي پديده مجرمانه» موضوع اصلي جرم شناسي مطالعه علمي جرم است و در اين راستا از يافته هاي علوم گوناگون (مانند روانشناسي، جامعه شناسي، زيست شناسي، آمار و حقوق و...) در ارتباط با بزهكاري استفاده مي كند، پس از اين بابت مي توان جرم شناسي را به مثابه پل ارتباطي علوم ياد شده در زمينه جرم ناميد. بايد از تخصصهاي جرم شناسي زيستي، جرم شناسي اجتماعي، جرم شناسي رواني، كه گرايشهاي مختلف جرم شناسي ولي با ديدگاه غالب زيست شناسي يا جامعه شناسي يا روانشناسي هستند، نام برد.
طور قطع چنين است. مخصوصاً در اتيولوژي حادثه. آيا به نظر شما فقط مشكلات احتمالي رواني يك نفر موجب و موجد اين حادثه شده است و هيچ عاملي از سوي جامعه (مانند باورهاي اطرافيان يا فرهنگ حاكم بر روابط افراد مطرح در اين قضيه) نمي توانسته تأثيري ـ اگرچه اندك ـ در مسأله داشته باشد؟!
(علاوه بر اينكه در صورت وجود مشكلات رواني موجد حادثه چگونگي ايجاد عوامل مؤثر در بروز و رشد اختلالهاي مزبور خود بحثي مفصل و درخور مداقه است.)
همچنين آيا در روزگاري كه دايماً بر شمار ژنهاي شناخته شده افزوده مي شود، اين احتمال وجود ندارد كه تلاش زيست شناسان در شناسايي ژن خشم به ثمر برسد و در آن صورت خشونتها معناي ديگري بيابد!
اگر موارد فوق را فرضهايي محتمل بدانيم، حتماً تعجب خواهيد كرد اگر بدانيد برخي ناهنجاريهاي كروموزومي (مثلاً وجود كروموزوم y اضافي در جفت ۲۳ كروموزومها) مي تواند موجب خشونت رفتار شود و اين مورد سالهاست به اثبات رسيده است و فقط يك فرضيه نيست.
ساده تر از اينها حتي تغييرات حجم ماده ساده اي مانند قند خون نيز مي تواند تأثيرات بزرگي در رفتار آدمي داشته و هيپوگليسمي از عوامل مؤثر پرخاشگري محسوب مي شود و قاطعانه معتقدم در هيچ پرونده قضايي از جمله موردي كه نام بره شد، اينگونه مطالعات راجع به متهم يا جاني صورت نگرفته است. (جداي از آنكه باب بحث جديد "Victimology" يا «مجني عليه شناسي» يعني علمي كه به بررسي خصوصيات جنايت ديده و حالات و خصوصيات وي و تأثيري كه احتمالاً خود در تحقق جرم داشته است را باز نمي كنيم.)
پس با اين حساب عوامل متعددي در بروز جرايم مؤثر است كه دستيابي به آنها مستلزم صرف وقت و هزينه و طبعاً وجود نيروي متخصص و آموزش ديده است؟ اين پرسشي است كه در پاسخ به آن بايد گفت: بله، شايد از جمله عوامل مهم كم اقبالي جرم شناسي در كشور ما هم همين موارد باشد.
جامعه شناس معروفي به نام دوركهايم معتقد است، جرم يك پديده اجتماعي و مانند همه پديده هاي اجتماعي جزو لاينفك جامعه.اگر ما به گفته فوق هم معتقد نباشيم لااقل اين حقيقت را بايد تاكنون پذيرفته باشيم كه هرگز جامعه اي ديده نشده كه هيچ نوع كجرفتاري و ج نایت در آن وجود نداشته باشد، ولي مي توان با تمسك و توسل به يافته هاي جرم شناسي تا حد زيادي به هدف نهايي يعني جامعه بدون جرم نزديك شد.
ولی باید به خواطرداشت که در کشور ما افغانستان در این اواخر عوامل فقر ، گرسنگی وبیکاری در ارتکاب جرم شایعترازدیگر عوامل است.
که تکان دهنده ترین جرایم که از این عوامل منشه میگیرد اعتیاد به مواد مخدر وفساد اخلاقی است ، که مرگ تدریجی وجود وفرهنگ ما خواهد بود.
