تامین امنیت رکن اساسی برای ترقی وپشرفت یک کشور بوده که درپرتوامنیت در هرزمینه انکشافات صورت گرفته میتواند ، کشور ما از جمله کشور های دنیاست که به نسبت نداشتن امنیت دایمی آسیب فراوان را دیده و چندین سال جنگ، عمده ترین عوامل عدم انکشاف در سطح کشور گردیده است . با وجود اینکه دوره طالبان با کمک نیروهای خارجی به مجاهدین در سال 80 رخت بست گمان میرفت که با پا در میان گذاری نیروهای جامعه جهانی تحت فرماندهی ایالات متحده امریکاه دیگر عوامل نا امنی در کشور از بین برود امّا با گذشت هر سال نیروهای که باعث نا امنی میگردد قوی ودر حال رشد میگردند.
اگرعوامل وچالشهای این موضوع عمیقاً پی گیری وتحقیق گردد دریک سر در گمی بر میخوریم اول اینکه با مقایسه به اوایل اغاز کمک های نظامی جامعه جهانی که کوچکترین هدف دشمن با حملات دقیق وتاکتیکی آنان بلافاصله بعد از شناسایی از بین برده میشد ودر ظرف دوماه تمام نقاط کشور ازوجود کتله ای نیروهای امارت اسلامی پاکسازی گردید . حا لانکه در شرایط فعلی موقعیت های مختلف دشمن هم برای نیروهای کمکی جهانی وهم داخلی بطورواضح شناسایی بوده ولی اقدامات لازمی که باید صورت گیرد انجام نمیگیرد .
نیروهای خارجی مستقر در کشور با وجود اینکه از امکانات خوبی نظامی برخوردار اند وهمچنان تشخیص محلاتیکه دشمن در ان حال حاضر به فعالیت نظامی مشغول اند هم واضح تراز آنست که برای انان قابل امکان شناسای نباشد، ولی حملات که در جنوب وسایر نقاط کشور انجام میگیرد چندان قابل قبول از نگاه تاکتیکی نمی باشد.
از طرف دیگرتشکیل نظام نوپای کشور از لحاظ نظامی همچنان دارای مشکلات زیادمیباشد . نبود یک نظام سالم ملی امنیتی، نبود معاشات کافی برای نظامیان ، نداشتن یک اداره منظم لوژستیکی واعاشوی برای قطعات وهمچنان نداشتن تجهیزات مکمل وتعلیمات نظامی از جمله معضلات ومشکلات عمده برای افراد امنیتی است که در بروز نا امنی ها کمک مینماید .
تا هنوز با اینکه اصلاحات در ار گانهای امنیتی در حال انجام است ما شاهد یک نیرو امنیتی ملی نمیباشیم که پاداش دوره های جنگ برای ماست اگرچند در قطعات وجزوتامهای اردوملی این موضوع اندکی حل گردیده ولی در قطعات وجزوتامهای پولیس ملی بطور مشهود وواضح قابل دید است . اکثراً افراد امنیتی مربوط به پولیس ملی در ولایات وولسوالی ها تا هنوز شکل قومی را بخود دارند. سربازان وقدمه های پاین یک قطعه اکثراً وابسته به فر مانده ویا یکی از از مسئولین آن میباشد. در صورت وجود آن مقام وجود قدمه هاهم است ودر صورت نبود آن مقام افراد وابسته نیز بطور اتوماتیک کناره گیری مینمایند که در چالشهای امنیتی کمک نموده وباعث استفاده قوی دشمنان امن ونظم عامه میگردد . تا اینکه فرمانده ومسئول جدیدپرسونل دیگر را جلب وجذب وتا آن که آنان را شامل تعلیم وتربیه مینماید یک خلا بزرگ امنیتی در آن محل بوجود میآید یگانه راه بیرون رفت از این مسله جلوگیری از نفوذ افرادیکه وابسته به فرد است نه به نظام واستفاده نیروهای لازمی برای نظام از افراداقوام مختلف ساکن در کشور در تشکیل یک قطعه وجزوتام میباشد .
با وجوداینکه جامعه جهانی وعده همکاری در مورد پرداخت معاش منسوبین اردو، پولیس وامنیت ملی را داده امّا با آنهم معاشی که برای یکفرد درشرایط کنونی کشورکافی باشد حواله نگردیده اکثراً به روحیه آرام ووطن پرستانه در وظایف خویش حاضر نمی گردند ویا اینکه وظیفه را ترک مینمایند پرداخت معاش یگانه موضوع است که میتواند بروحیه ومورال آنان برای رزمیدن موثرواقع میگردد . آنانیکه در قطعات وجزوتامهای نظامی جذب میشوند ویا اینکه درهر ارگان دیگری میروند از همه اولتر موضوع امرار معاش برای شان حتمی است قبل ازرزمیدن .
نارسایی به ورثه های شهدا وقربانیان منسوبین امنیتی موضوع دیگراست که باعث دلسردی آنان از انجام وظایف پرخطر میگردد . ورثه های آنان کسانی اند که برای انجام وظایف امنیتی وبدست آوردن یک لقمه نان فرزندان خویش را شامل نظام مینمایند ولی بعد از کشته، معلول ومعیوب شدن آنان نه دولت همدردی منماید ونه کسانی که دیروز فرمان آتش را برایش صادر مینمود .
تغذیه یگانه موضوع حتمی برای هر فرد میباشد وخصوصا برای آنانیکه در رزم اند که حد اقل بتوانند در پشت سنگر وپوسته ها استوار بی استند . امّا نداشتن سیستم درست لوژستیکی خصوصاً اعاشوی در قطعات وجزوتامها باعث آن میشود که یک منسوب امنیتی مجبوراً به باج گیری ها از مردم روآورد وزمینه رابرای استقبال مردم از نیروهای دشمن فراهم سازد . اکثرا رانندگان وسایط نقلیه وتاجران ازپرداخت پول برای منسوبین امنیتی در مسیر شاهرا ه های خصوصاً دروازه های ورودی به کشور واز آن گذشته درهرولایت وولسوالی ها شکایت دارند اگر علل وعوامل اصلی آنرابرچینیم نبود معاش وغذا درست است.
داشتن تسلیحات لازم نظامی برای یک منسوب امنیتی وقطعات نظامی از فرایض نظامی است، اکنون دوران رزمیدن با سلاح های جارحه وناریه که دارای 50 میتر برد آن میباشد ویا تن به تن گذشته است باید مطابق به عصر وزمان از لحاظ نظامی وغیر نظامی خود را آماده نمایم اگثرا منسوبین امنیتی ازنداشتن سلاح وتجهیزات نظامی مکمل شکایت دارند ودر هنگام رویارویی به مقابل دشمن عاجزی مینماید.
تصرف چندین پسته وچندین ولسوالی در جنوب کشور نمونه نداشتن تجهیزات نظامی برای مقاومت است که باید به آن توجه جدی ولازمی صورت گیرد .
داشتن تعلیمات نظامی برای هر منسوب عسکری لازمی بوده تا بتواند از تاکتکهای آموخته شده درمقابل دشمن استفاده نمایند که متاسفانه عده ای از آن بی بهره اند که باعث تلفات در بین شان میگردد واکثرا کسانی اند که قبلا از میل سلاح برای خود آب ونان پیدا مینمودند که در فراگیری دو ویا سه ماه آموزش ابتدایی منسوب یکی ازارگانهای امنیتی گردیده است . که در این زمان کوتاه هیچ گاه کسی که از نظام ملکی جدیداً وارد نظام امنیتی میشود آموزش نظامی را به وجه که باید باشد وتوقع نظامی بودن را میکنیم نمیشود.
آموزش های عملی حدوداً 20 ساله آنان در دو ویا سه ماه نظری روپوش میگردد وحد اقل افرادی در بین آنان دیده میشود که آداب معاشرت یک فرد غیر نظامی را ندارند چه رسد به آداب ودسپلین نظامی .
یگانه را حل های که برای این معضله ها دیده میشود اینکه باید در هنگام جلب وجذب ویا استخدام افراد در ارگانهای امنیتی باید توجه جدی در مورد سوابق هرفرد شود وافراد را که وابسته به افراد اند باید هیچگاه داخل نظام نشوند چون وابستگی به نظام یگانه را تقویت وبرپایی نظام است.
پرداخت معاشات لازمی برای هرفردنظامی ازجمله اصل اساسی برای تامین امنیت بوده وباعث تشویق روحی ومادی برای منسوبین امنیتی شده وبردوام پرسونل امنیتی افزود میگردد وجوانان دیگرنیزدرنظام وارد خواهد شد .
برای جلوگیری ازرو آوردن منسوبین امنیتی برباج گیری ها برای پیدا نمودن غذا وجود یک سستم سالم وقوی لوژستیکی موثربوده وازانجام اعمالی که باعث خدشه دارنمودن حیثیت نظام وافراد امنیتی میگردد جلوگیری خواهد نمود .
تعلیم وتربیه وتجهیز تسلیحاتی برای منسوبین امنیتی از جمله ارکان اساسی برای ایجاد یک ارگان سالم ودارای مورال قوی بوده درهنگام انجام وظایف وبرخورد با دوست ودشمن موثرواقع شده برای ایجاد فضایی صمیمیت بین ملت وارگانهای امنیتی ودرهم کوبیدن نظام نیروهایی دشمن میگردد .
عوامل فوق از جمله علت های است که میتواند در تامین ونبود امنیت نقش داشته باشد .
